X
تبلیغات
معماری

قالب وبلاگ


معماری
برای تازه شدن دیرنیست 

زاها حدید

تصویر
شرح: اولین معماری که برای معرفی انتخاب کردم یک معمار زن بنام "زاها حدید" است.
او در بغداد متولد شدودر سال1977 در انگلستان فارغ التحصیل شد. از معماران برجسته عصر حاضر است. طرحهای او، دکنستروکتیویزم در معماری رامعرفی میکنند.کنفرانس ها و درسهای او، در نقاط مختلف جهان، مورد توجه قرار دارند. در سال 1994، پس ازکنزوتانجه،کرسی تدریس طراحی در دانشکده ی معماری هاروارد، به وی واگذار شد. فعالیتهای حرفه ای او، از آفرینش فضای شهری کلان، تا خلق اجزای زینت مند و مبله داخلی، ابعاد جهانی دارند.
نمونه کار - 1: برج لیلیوم - ورسا - لهستان
سال ساخت : 2007-2012
کاربری : مسکونی و چند منظوره
متقاضی: Lilium Polska Sp. z o.o.
معمار طراح: زاها حدید و پاتریک شوماخر
معمار پروژه: مارکوس پلانتو
تیم مسابقه: توماس ماتوی ، سوفیا رازاک ، نائومی فریتز ، دنیل ویدریگ ، فلویو ویرز ، ماریاگرازیا لانزا ، دنیس برزینا
مشاور: Structure ARUP
خدمات: ARUP
برآورد امکانات و تجهیزات: دیویس لنگدان


تصویر نمونه کار - 1
معرفی نمونه کار - 1: شرح کلی
برج لیلیوم در مرکز شهر ورسا و در مجاورت برج ماریوت واقع شده ، درست نزدیک به تقاطع یروزولیمسکی و چالوبینسکیه گو ، از ضلع شمال هم ، روبروی ایستگاه مرکزی قطار قرار گرفته .

ملکه حدید این ساختمون رو برای پایتخت لهستان طراحی کرده. ورسا افقی روشن با سازه های شفاف داره و از اینرو دارای هویت و شخصیته قابل توجهیه . رسیدن به ارتفاع 240 متری ، فرم بلند و ظریف رو برای این ساختمون رقم زده و وجود این برج در کنار برج های مجاور، قصر فرهنگی شهر رو کامل میکنه و خوشه ی ساختمونای مرتفع پایتخت را کاملتر از قبل میکنه. برج لیلیوم 72.027 متر مربع از 101.205 متر مربع محیط خودش رو اشغال کرده . این ساختمون شامل آپارتمانای مسکونی - تفریحی و یه هتله.

کاربری
برج لیلیوم شامل هتل ، آپارتمان مسکونی ، چشمه آب معدنی ، محدوده تجاری زیر زمینی (خرده فروش) با یه مرکز خرید ه(Mall). چهار تا لابی تو طبقه همکف هست که 4 ورودی جداگانه رو برای هتل ، آپارتمانها ، رستوران و فضای استراحت مجموعه رو تامین کرده.

معبر و دسترسی
المان های مختلف برنامه ریزی شده دسترسی ها و خروجی های متفاوتی رو برای برج لیلیوم رقم زده ، که شامله : پارکینگ خارج از ساختمان، پیاده روی مخصوص از بیرون به ورودی پارکینگ زیرزمینه ،

دسترسی وسائل نقلیه
پارکینگ برجهای لیلیوم و ماریوت کنار هم و تو طبقه زیرزمینه ، با دو رمپی که تو خیابان نووگرادزکا هست ، از همدیگه جدا میشدن.

دسترسی افراد
ورودی اصلی ساختمون تو طبقه همکفه. ارتفاع لابی دو برابر سایر قسمتاس ، قسمت پذیرش سمت راست ورودیه. تو نقشه ساختمون ورودی جداگانه ای برای هر قسمت طراحی شده .قسمتای مسکونی ، هتل ، رستوران و خروجی اضطراری مجموعه دسترسیای جداگانه دارن. تمام ورودیا با یه پل قابل دسترس هستن . این پل از مرکز خرید شروع و به محدوده عمومی مجمو عه میرسه. این پلها از درصد عمومیت ورودیا کم کرده و محدوده ای خصوصی رو تشکیل داده. ورودی آپارتمان مسکونی تو خیابون یروزولمسکی ، جایی که ورودی هتل بطور مناسب و شایسته مقابل ورودی هتل مایوت قرار گرفته . وروردی فسمتای فضای باز مجموعه و خروج اضطراری تو خیابون نووگرادزکا که ترافیک کمتر براش پیش بینی شده ، قرار گرفته . ساکنین برج لیلیوم قادر هستن از ورودی اختصاصی برای رفت و آمد به قسمتهای خرده فروشی و تجاری مجموعه استفاده کنن.

نمونه کار - 2: طرح زاها حدید برای برج های رقصان تاییدی بر گسترش تجارت خلیج در آینده طلایی دبی است. این سه برج بر روی خلیج کوچکی ساخته می شوند و  این پروژه به یک تصویر برجسته برای  محدوده خلیج و توسعه های انحصاری آن می باشد. حجم آبگونه و موج دار برج ها با ترکیب دینامیک درونی احجام طراحی و بوجود آمده است.

تصویر نمونه کار - 2
سایر نمونه کارها:

کارهای گفته شده در بالا کارهایی از این معمار است که هنوز ساخته نشده اند اما کارهایی که در اینجا معرفی میکنم کارهای ساخته شده ی ایشان هستند مثل پروژه های ایستگاه آتشنشانی شهر دانشگاهی ویترا در سوییس، غرفه ی ویدئوموزیک گرونینگن در هلند،و بار-رستوران مونسون در ژاپن، شیوایی کلام پر معنای حدید را میرسانند. آثار ترسیمی و نقاشی او، در مهمترین موزه های جهان، از جمله نمایشگاه دائمی موزه های هنر مدرن نیویورک، گالری جی.آ. در توکیو، و موزه های معماری آلمان، در فرانکفورت و گوگن هایم، به نمایش گذاشته شده اند.


 

 

آلوار آلتو

تصویر
شرح:
در دهکده ی کورتان در جنوب شرقی بوسنی متولد شد ، پدری نقشه بردار داشت ، انضباط را از او و خلاقیت و سرزندگی را از مادرش به ارث برد .


در خانواده ای که عاشق طبیعت و جنگل و دشت بودند . آنها زندگی را در مرکز چشم انداز دریاچه ای در فنلاند شروع کردند به نام «آتن فنلاند» . آلتو جوانی خلاق بود و نقاش قابلی محسوب می شد او پرتره هایی از اعضای خانواده می کشید و متن های کوتاه می نوشت و به تئاتر و سینما علاقه داشت .


پس از تعلیمات نقاشی به آموختن پیانو پرداخت . او تحصیلات کلاسیک خود را در مدرسه گرامر فرا گرفت ، او که اکنون استاد عضو آکادمی فنلاند است در سال ۱۹۵۸ در سخنرانی خود در مورد عامل را آلودی به نام فرهنگ و تأثیرات آن تأکید ورزید . او پس از اتمام تحصیلاتش به کارآموزی زیر نظر معماری به نام سالرو (Salervo) پرداخت . بعداز قبولی در دانشگاه به مؤسسه تکنولوژی هلسینکی رفت .


دو معلم آلتو به نام های یوسکونیستروم(Usko Nystrom) و آرماس لینگرن (Armas Lingren) پایه های اصلی تحصیل او را بنا نهادند :


یوسکو در دیدگاه او در زمینه معماری قدیمی و قرون وسطی و لینگرن در زمینه معماری مدرن و فرضیه ساختمان و ساخت وساز او را همراهی کردند .


در سال ۱۹۲۳ دفتر معماری خود را با نام « دفتر آلوارآلتو برای هنر معماری و بناهای یادبود » تأسیس کرد .


او پس از آشنایی با آسپلوند ، اسون مارکلیوس شروع به کشیدن طرحی برای ساختمان روزنامه ترن ساناموت نمود .


آسایشگاه مسلولین پایمیو (Paimio) بنای مهمی است که باعث شد آلتو در میان معماران زمان خود ، به « کارکرد گرا » معروف شود .


در سال های ۱۹۲۸ به بعد با لوکوربوزیه ، فرناندلگر ، زیگفریدگیدئون ، و البته گروپیوس و کارل موزر آشنا شد .


آلتو در کنار طراحی بناهای خود در مسابقه های اثاثیه ساختمان هم شرکت می کرد در طراحی مبلمان اتوکورنهن به طراحی ۴ پایه ای با سه پایه ی L شکل پرداخت این ۴ پایه به میلیون ها نفر فروخته شد .


در ۱۵ اکتبر ۱۹۳۵ با تأسیس شرکت آرتک پرداخت . کارکرد اساسی این شرکت تولید مبلمان و اثاثیه بود . آلتو علاوه بر اینها به طراحی لباس و طراحی لوازم برقی نیز پرداخت . آلتو در کارهایش با تغییر موضوع از فولاد به چوب و نیز شیشه دست به ابتکارات جدیدی در طراحی وسایل منزل زد .


او در نمایشگاههای جهانی نیویورک دو جایزه دریافت کرد نظریه های او در زمینه سقف خمیده (منحنی شکل) سالن سخنرانی کتابخانه و دیوار موجدار نمایشگاه جزو ایده های برتر محسوب می شد. او سپس به طراحی شکلی از دیوار به صورت پرده ای نازک با نورپردازی پرداخت . آلتو طرفدار منطق گرایی انسان و تأثیر بیولوژیکی آن ب محیط بود . از مصالح مورد علاقه آلتو ، آجرهای قرمز و دیوارهایی با این متریال بود . اولین ساختمان رسمی آلتو در هلسینکی ، و روی به سمت فرودگاه در خیابان ارتوجا است . کارهای مشهور او با آجرهای قرمز ، مسی براق و پوشیده شده از مرمر می باشد . او سمت استادی را برای اولین بار در مساچوست تجربه کرد ، طراحی خوابگاه دانشجویان در MIT و کلیسایی در ریولای ایتالیا و کسب مدالهای طلای بی شمار در زمینه دکوراسیون و مبلمان از جمله اقدامات و افتخارات او محسوب می شود .


در سال ۱۹۲۷ طی سخنرانی خود گفت : شکلهای جدید وقتی جدید نیست ، توسعه نمی یابند .


در سال ۱۹۳۵ به عقیده اصلی و رای کارکردگرایی حمله کرد و هشدار داد : معماری احاطه ی محیط زندگی انسان نیست ، معماری بعدها در محیط هایی در همان زمان توسعه می یابد و نتایج یک جانبه و مصنوعی به دست نمی آید.


معماری منظم شاهکار او ویلای مایرآ بود : شکل رمزی که تعریف را دربرمی گیرد . او معتقد بود : ساختمانهای عمودی در جامعه باید مثل اندام های حیاتی در بدن انسان باشند «وکنِه» احساسی دارم که موقعیتهای زیادی در زندگی وجود دارد که در ان سازماندهی خیلی بی رحم است . وظیفه معمار زندگی دادن به ساختارهای حساس تر است .

نمونه کار - 1: آسایشگاه مسلولین (۱۹۲۸ تا ۱۹۳۳) پامید – فنلاند :

تصویر نمونه کار - 1
معرفی نمونه کار - 1: بعداز جنگ جهانی دوم فنلاند نیز درگیر مبارزه با بیماری سل بود ، آلتو در طراحی آسایشگاه مسلولین برنده شد . پنجره های طرح او به فرم L شکل ، و در کل داری سه بخش بیماران ، اجتماعی و اداری بود . طبقه مخصوص بیماران در ضلع جنوبی به سمت نور و بقیه به فرم قطری به آن متصل بودند . در طراحی این مکان آلتو در همه جزئیات کوچک حتی سرویس های بهداشتی بیماران کوتاهی نکرده است .


رنگها کارکردگرایی خالی و سفید بیمارستان را زنده م یسازند . قسمت اتاق بیماران روشن و در بیرون نرده ها و سایبان ها به رنگ نارنجی بود و پلکان ها به رنگ زرد در نظر گرفته شدند.

نمونه کار - 2: ساختمان مسکونی و اتاق کار (۱۹۳۵- ۱۹۳۶) : در ریهیتی ، هلسینکی ، فنلاند


تصویر نمونه کار - 2
معرفی نمونه کار - 2: خانه های کارکردگرا در مراحل خانه ریهیتی در شروع دهه ۱۹۳۰ شامل خانه ” سینیور کنسلتانت” (Senior consultant) در پامیو و ویلای تامکن (Tammekann) در استونی (Estonia) بود .


آلتو یک ایده آلیست بود و همیشه بر اهمیت ایجاد شرایط زندگی بهتر برای هر کسی تأکید می کرد . و ساختمان آلتو شانس زندگی در یک بهشت زمینی برای مردم است .


خانه واقع در ریهیتی ، محل خلوتی برای دفتر معماری آلتو شد ، او جناح دفتر را از آجر سفید ، و سطح و جناح مسکونی از دالهای چوبی تیره .


آلتو تأکید بر فضای داخلی و خارجی در معماری خود داشت . نمای خیابان بسته است و این امر توسط آجر بلند از از بخش نشیمن خانه کرده (فضای خیابان قرار گرفته) محافظت می کند ، گیاهان بالارونده و پله های سنگی طبیعی سادگی نما را دو چندان می کند .


یک حوض کوچک با فواره و حیاطی با شیب به سمت محوطه ورزشی یادآور باغ ژاپنی است ، که در آن جزئیات از یک کل متعادل به شکل اساسی محدود می شود .


آلتو گفت : باید بین فضای بیرون و درون خانه با یک ترکیب اصیل و متعارف ، هماهنگی و توازن برقرار شود . ااق های هم کف به طرف چشم انداز باز می شوند ، و توجه را به سمت نور و هوا معطوف می کنند .


خانه شخصی آلتو یک کارکردگرای رمانتیک نامیده می شود و او در کل خانه خود را به مثابه یک خانه رعیتی قدیمی فنلاند می پندارد که در آن مصالح بنا ساده و شکل ساختمان در کل دارای هارمونی ست . استفاده از چوب ، مس ، آجر از عناصر سبک اویند .

سایر نمونه کارها: کلوپ کارگران : (۱۹۲۴-۱۹۲۵) در جیواسکیل ، فنلاند :


او در آثارش به الهام بخشی اثر توجه می کند ، اولین ساختمان دولتی آلتو ، کلوپ کارگران و تئاتر در جیواسکیلا بود .


در این اثر ردپای فرهنگ کهن در میان کلوپ کارگران مشخص می باشد .


اومشغول ساخت بنایی در کنج سایت شد ، پلان این اثر با بخش هایی مثل کلوپ ، کافه و رستوران در طبقه اول و تالار تئاتر در روی طبقه اول با نمایی با چند قاب پنجره بزرگ ، در این اثر از بالکن به عنون عنصری تزئینی و عاملی بر ترکیب بندی نامتقارن بناست . ستونهای این کلوپ به سبک دوریک ، ورودی اصلی بنا بر دیواری منحنی شکل قرار گرفته است . نقاشی های دیواز به سبک آلبرتی در دوره رنسانس برمی گردد . مقیاس او در این طراحی انسان بوده و بس .



کتابخانه شهری (۱۹۲۷-۱۹۳۵) در ویبوری ، روسیه:


در طراحی این کتابخانه ابتدا آلتو سعی کرد از سبک نئوکلاسیک استفاده کند ، و کتابخانه ای مشابه با اثر کتابخانه شهری اسپلند در استکهلم نمایش دهد ، سپس به دلیل بحران اقتصادی ساخت و ساز آن را به تأخیر انداخت .


ساختمان فعلی کتابخانه شامل دو بلوک متصل بهم است . در یک طرف کتابخانه و در طرف دیگر تالار کنفرانس واقع است ونمای این بناها پوشیده از گچ سفید می باشد . ساختمان شامل سه ورودی است که ورودی اصلی در سمت شمالی آن است . نمای اصلی کار در قسمت وسط با پلکانی تمام شیشه ای به طبقه بالا می پیوندد .


آلتو عاشق نورپردازی ۵۷ مرگیر سقفی در تالار با قطر ۱/۸ متر ایجاد کرد.


«آلوار آلتو» مانند « لوکربوزیه» از معماران نادری است که در عصر ما کوشیده است مسئله طاقی زدن را با امکانات خاص عصر حاضر حل کند. در تالار سخنرانی کتابخانه «ویپوری » سقف موجی شکل آن که نمودار این کوشش موفقیت آمیز «آلتو» است مانند خطوط مارپیچی نقاشی های «میرو» ودر فضا پیچ و تاب می خورد.

مؤسسه آرتک : (۱۹۳۵)


آلتو در اوایل دهه ۱۹۲۰ شروع به طراحی میز و اشیاء کلاسیک نمود ، بعد از آشنایی با یک کابینت ساز به نام اتوکرهنن به طراحی مبلمان های جدید پرداخت ، ساخت مبلمان لوله ای استیل سبک بوهاوس را طی مسافرت به اروپا فرا گرفت .


هدف اصلی او طراحی هندسی آرام و زیبا و راحت برای آسایشگاه پامیو ، بود . در سال ۱۹۵۴ نیمکت مبلی جدید به نام پایه × تنوع شکل بادبزن از مدلهای اولیه تولید شد .


لویی کان

تصویر
شرح:   لوئی کان به سال 1901 در جزیره "ازل" در استونی که در آن هنگام جزئی از امپراطوری روسیه بود تولد یافت.پدر او "لئوپلد" که کارش ساختن شیشه های رنگین بود و مادرش "برتا" که هارپ می نواخت به سال 1905 به ایالات متحده مهاجرت کردند و در فیلادلفیا ساکن شدند.پدرش مغازه شیرینی فروشی کوچکی باز کرد، اما زندگی برای خانواده "کان" مانند بسیاری از مهاجرین دیگر در آن زمان، در سرزمین تازه مشکل بود و این خانواده با گرسنگی بیگانه نبود.
وی از همان اوان جوانی در رسم و نقاشی دارای استعداد فوق العاده ای بود  و در چندین مسابقه از حریفان خود پیشی گرفت. قبل از آنکه دبیرستان خود را به پایان برساند می دانست که در آینده چه رشته ای را دنبال خواهد کرد و با ورود به دانشگاه پنسیلوانیا در رشته معماری آغاز به تحصیل کرد تا آنکه به سال 1924 از دانشکده هنرهای زیبای این دانشگاه فارغ التحصیل شد.در مدرسه، وی بیشتر به شیوه "بوزآر" (مدرسه هنرهای زیبای پاریس) که شیوه معمول آن زمان در دانشکده های هنر و معماری ایالات متحده بود، تعلیم یافت.قرینه سازی، فضاهای بزرگ و حجم های هندسی متوازن عواملی بود که در آن زمان وی را از پیوستن به نهضت های در حال توسعه مکاتب مدرن معماری باز داشت.وی به شیوه "بوزآر" به عنوان مقدمه ای برای توصیف روح معماری ، میاندیشید.وی در رابطه با نقش معمار به عنوان یک هنرمند گفته است: " خلق هنر بر آوردن یک نیاز نیست، بلکه آفریدن یک نیاز است."
نمونه کار - 1: نگارخانه ی هنر دانشگاه یال:نیوهاون_کانکتنیکوت

تصویر نمونه کار - 1
معرفی نمونه کار - 1: .  طرح این نگارخانه در ابتدا به منظور ایجاد شاخه ی دانشکده ی معماری زاید مرتبط با نگارخانه ی هنر بود.این ساختمان همچون یک فضای سازه ی بسیار بلند در نظر گرفته شده که در مرکز آن،بالابرها،راه پله هاو خدمات قرار گرفته است.برای آنکه بتوان در موقعیتهای مختلف نظیر برپایی نمایشگاه ویا انجام فعالیت های دیگر در فضای ساختمان استفاده کردلویی کان یک نوع سازه ی بتن مسلح ابداع کرد که آن سقفها از ترکیب منشورهای چهار وجهی مجوف ساخته شده است و کلیه ی لوله کشی های خدمات ساختمان درآن قرار میگیرد. بدین ترتیب دیگر نیازی به ایجاد سقفهای کاذب در فضای ساختمان نبوده و دیوارهای عمودی میتوانند جا به جا شوندو فضاهای داخلی با نوعی پانل به نام پوگو تقسیم بندی شد.بنا با سیستم بتن مسلح ساخته شده و با یک دیواره ی خارجی شیشه ای در چارچوبهای فولادی پوشیده شده است. تمام مصالح ساختمان در نما قابل رویت است  
نمونه کار - 2: موزه هنری کیمبل: فورت ورس_ تگزاس

تصویر نمونه کار - 2
معرفی نمونه کار - 2: موزه در باغی قرار دارد که اطراف آن را زمین وسیعی احاطه کرده است. بنابراین تصمیم گرفته میشود که ساختمان آن در سطح افق گسترش یابدو برای ایجاد روشنای طبیعی از نورگیرهای سقفی استفاده شود. اشیای موزه در مجموع از آثار نسبتا ظریف مربوط به قرن 19 وقبل از آن تشکیل شده اند وچون نور فضاهای موزه به طور طبیعی تامین میشود لذا لویی کان تصمیم میگیرد اشیای آن را نیز با نور طبیعی در معرض دید قرار دهد. بنابراین از 2 طریق نور را به داخل هدایت میکند.یکی نور نقره ای رنگ آسمان که از شبکه های آلومینیومی گذشته و انعکاس آن از صفحات منحنی شکل به فضاهای داخلی میرسدو دیگر نور سبز رنگ که از انعکاس خورشید بر روی برگهای درختان وگیاهان باغچه واقع در 3 حیاط و صفحه های منحنی به داخل موزه سرایت میکند. البته این شبکه های آلومینیومی وصفحه های منحنی به خاطر انتشار نور و ایجاد روشنایی یک دست به کار گرفته شده اند
سایر نمونه کارها: از دیگر کارهای این استاد عالیقدر میتوان خانه های ویس،فیشر،موریس_مونت کیسکو، آدلر، مجموعه مسکونی میل کریک و از مکانهای مراسم مذهبی میتوان کنیسه ی هورا، مرکز راهبان آندره مقدس و از موسسه های فرهنگی میتوان موسسه علمی سالک، موسسه ی امور اداری هنر در احمد آباد(هندوستان)کتابخانه و غذاخوری انجمن فیلیپ آکسترو از بناهای یادبودش میتوان به بنای یادبود 6میلیون یهودی و بنای یادبود رییس جمهور فقید ،فرانکلین روزلت اشاره کرد.

 


لوکوربوزیه

تصویر
شرح:  لوکوربوزیه (۲۷ آگوست ۱۹۶۵–۶ اکتبر ۱۸۸۷)، اسم مستعار چارلز ادوارد ژان نرت گریس است. او یک معمار معروف بود که با سبکی که امروزه سبک بین المللی نامیده می شود به همراهی لودویگ میس واندر روهه، والتر گروپیوس و تئو وان داربورگ کار می کرد. او همچنین در طراحی مبلمان دستی داشت.    لوکوربوزیه در لشودفوند (La Chaux-de-Fonds)، شهر کوچکی در شمال غربی سوئیس، در نزدیکی مرز فرانسه متولد شد. لوکوربوزیه علاقه ی زیادی به هنرهای بصری داشت و نزد شخصی به نام چارلز لپلاتنیه، که معلم یک مدرسه ی هنرهای زیبای محلی بود و خود در بوداپست و پاریس درس خوانده بود، به آموختن مبانی هنر پرداخت.آخر را برای پدر و مادرش ساخته بود). این خانه ها یادآور سبک معماری رایج، منطبق بر طبیعت کوه های بومی در آن منطقه، یعنی رشته کوههای آلپ بودند.
   اولین خانه هایی که او طراحی کرد در لشودفوند و متعلق به خود وی بودند، مانند ویلا فالت (Villa Fallet) ویلا شوآب (Villa Schwob) و ویلا ژان نرت (این خانه ی آخر را برای پدر و مادرش ساخته بود). این خانه ها یادآور سبک معماری رایج، منطبق بر طبیعت کوه های بومی در آن منطقه، یعنی رشته کوههای آلپ بودند. لوکوربوزیه همیشه برای فرار از محدودیت های حاکم در شهرش، به دورتا دور اروپا سفر می کرد. در حدود سال ۱۹۰۷به پاریس رفت. در آنجا در دفتر یک فرانسوی پیشگام تولید بتن تقویت شده، به نام آگوست پرت (August Perret ) کار پیدا کرد. بین اکتبر ۱۹۱۰و مارس ۱۹۱۱برای پیتر بیرنس–معمار و طراح معروف آن زمان–در نزدیکی برلین کار کرد و در آنجا با لودویگ میس واندر روهه ی جوان ملاقات کرد. در آن موقع می توانست آلمانی را بسیار روان و سلیس صحبت کند. هر دوی این تجربه ها تأثیرات زیادی بر زندگی شغلی او در آینده گذاشتند.    لوکوربوزیه، در اواخر سال ۱۹۱۱ به کشورهای بالکان رفت و از یونان و ترکیه نیز دیدن کرد. دفترچه ای از اسکیس های او در این مسافرت، حاوی طرح هایی از معبد پارتنون، به خوبی اثبات کننده ی تأثیرات ارائه شده در کار بعدی او به نام ورس اون آرکیتکچر (Vers Une Architecture) در سال ۱۹۲۳ بود. او در سال ۱۹۱۶و در سن ۲۹ سالگی برای همیشه به پاریس نقل مکان کرد و در سال ۱۹۲۰، لقب لوکوربوزیه را که اسم پدربزرگ مادری اش بود به عنوان اسم مستعار خود انتخاب کرد.لوکوربوزیه در طرح های خود بسیار تحت تأثیر فضای کلی شهری و سیستم شهرنشینی منطقه به منطقه بود که به کارش جذابیت بالایی می بخشید. او همچنین عضو انجمن بین المللی معماران مدرن شد. او یکی از اولین کسانی بود که در زمان خود تأثیر ماشین را، انباشتگی انسان ها بیان کرد! او این مطلب را چنین توضیح می داد که در آینده، شهرها حاوی آپارتمانها و ساختمان های بزرگی خواهند شد که هر کدام به طور مجزا، گویی در کنار بقیه پارک شده اند. تئوری ها و طرح های لوکوربوزیه خصوصا توسط صنف ساختمان سازان کاملا مورد قبول قرار می گرفت، چنان که لوکوربوزیه می گفت: به طور قانونی تمام ساختمان ها باید سفید باشند. و دیگر معماران از این گفته پیروی می کردند و از هر گونه تزئینی به شدت انتقاد می کردند. لوکوربوزیه از ترکیب های بزرگ منظم در شهرها همواره با عبارت های خسته کننده و ناهماهنگ با افراد پیاده در شهر، یاد می کرد. پلان شهری برزیل نیز بر همین ایده های او بنا شده بود.آخرین آثار لوکوربوزیه بیان کننده ی یک برداشت پیچیده از فشارهای مدرنیته در زمان خود بودند ولی در عین حال طراحی های معماری شهری او دارای حالت استهزا و انتقادگرایانه هستند.
نمونه کار - 1: کلیسای نوتردام رونشان

تصویر نمونه کار - 1
معرفی نمونه کار - 1:    قدم اول سایت کلیسا می باشد که لوکوربوزیه با شناخت نیروهای داخل سایت شروع به طراحی کرده است. کلیسا بر روی مرکز یک تپه که دور تا دور آن را درختان گرفته اند قرار دارد مسیر رسیدن به کلیسا از روی شیب پائین کلیسا شروع شده و به ورودی کلیسا می رسد. این مرکزیت و ارتفاع نسبتا بلند این امکان را می دهد که کلیسا همواره در نقطه دید و کانون توجه مخاطبان قرار گیرد. این نیروی سایت با طراحی عنصر عمودی در حجم بیشتر خود نمایی می کند
در مورد حجم کلیسا باید گفت که از احجام و خطوط متضاد (منحنی و شکسته) تشکیل شده است که لوکوربوزیه به کمک نیروی قرینگی در پلان سعی داشته است تا این تضاد را به تعادل برساند. این خطوط قرینگی در پلان ورودی کلیسا را نیز تشکیل می دهند.
سازه کلیسا از جنس بتن  انتخاب شده تا لوکوربوزیه آزادی بیشتری برای طراحی ستوح منحنی داشته باشد.
نور کلیسا نیز از سقف و دیوارهای اطراف سالن کلیسا و دو برج استوانه ای شکل تامین می شوند که هر کدام مفاهیم جداگانه ای را برای مخاطب خود خواهند داشت.
•نوری که از دو برج تامین می شود: در سالن بخش شده و تنها وظیفه روشنایی یکنواخت فضا را دارد و تامین نور طبیعی در هنگام روز
•سقف کلیسا تنها به وسیله پایه های بتنی با دیوار در تماس است (اتصال سازه ها) و فاصله مابین ستونها با شیشه پر شده. این کار علاوه بر تامین نور احساس سبکی سقف را در مخاطب ایجاد می کند و بیننده سقفی سنگین و بتنی را در کلیسا حس نخواهد کرد.
•نکته قابل توجه در نورهایی است که از دیوار جنوبی تامین می شود این نورها از پنجره هایی با ابعاد مختلف تامین می شوند. نور در هر ساعت از روز از هر پنجره حالتی خاص به خود می گیرد و به صورت نقطه ای به چشم مخاطب می رسد.
این نور نقطه ای باعث می شود تا فضای اطراف در چشم مخاطب تاریک جلوه کند و منبع نور به صورت نقطه ای روشن نمایان خواهد شد. حقیقتی در دل تاریکی این احساسی است که لوکوربوزیه به مخاطب خود می دهد. استفاده از نورهای نقطه با این مضمون در قرن ۱۵ شیوه کاری نقاش معروف رامبراند بوده است
لوکوربوزیه طراح و نظریه پرداز معماری ساختمان و معماری مدرن را با این جمله معرفی می کند "خانه ماشینی است برای زندگی" این جمله از آن سال به بعد اساس تفکر لوکوربوزیه را نشان می دهد. لوکوربوزیه برای خانه های مدرن ۵ خصیصه را مطرح می کند که عبارت بودند از:
1.ستون ها ساختمان را از روی زمین بلند می کنند (ساختن پیلوت در همکف)
2.بام مسطح و باغ در بام
3.پلان آزاد
4.پنجره های طویل و سرتاسری
5.نمای آزاد و ساختن کف و دیوارها به صورت کنسول
   لوکوربوزیه عقاید مطرح شده خود را در مورد معماری در ساختن ویلا ساوا به نمایش می گذارد و آن را همچون ماشینی (به گفته منتقدان) در خدمت انسان طراحی می کند.
نمونه کار - 2: ویلا ساوا

تصویر نمونه کار - 2
معرفی نمونه کار - 2: سایت ویلا ساوا چمنزار وسیعی است که درختان بسیاری دور تا دور آن را فرا گرفته اند. ورودی اصلی سایت در جنوب قرار دارد و راه دسترسی به بنا در ضلع شمالی قرار دارد. پیش بینی شده است که این مسیر با ماشین طی شود. لوکوربوزیه با این کار قصد داشته است تا مخاطب خود را دور ویلا بچرخاند و با این کار ویلا ساوا در همان برخورد اول خود را به ساکنان نشان می دهد.
حجم ویلا ساوا همانند مکعبی سفید و سبک (به جهت ارتفاع از سطح زمین) در میان درختان سبز است. این سبکی با استفاده از نمای آزاد (کاذب و بدون پلان) و وجود تراس در بام تشدید شده اند. راه دسترسی و دیوارهای طبقه همکف نیز از جنس شیشه می باشند که این خود باعت ارتباط بصری بین داخل و طبیعت خارج شده است. (پلان آزاد)
   دید باز به کمک شیشه و انتقال احجام و خطوط (در پلان) به خارج از خصوصیات معماری نیم طبقه بالایی می باشد که توانسته است پلان آزاد و نمای آزاد را برای لوکوربوزیه به خوبی ایجاد کند


 

رنزو پیانو

تصویر
شرح: در ۱۴ سپتامبر ۱۹۳۷ در شهر جنوا محله پلیی به دنیا آمد.در مدرسهٔ ابتدایی چیزی نمانده بود که از مدرسه اخراج شود.
ابتدا برای تحصیل معماری به دانشگاه فلورانس رفت. در دورهٔ اشغال دانشگاههای ایتالیا بوسیلهٔ دانشجویان در میلان نزد فرانکو البینی به یادگیری عملی حرفهٔ معماری پرداخت. در ۱۹۶۴ تحصیلات خود را در رشتهٔ معماری در پلی‌تکنیک میلان با پایان نامه‌ای دربارهٔ ساختمانهای عربی در قسمتهای داخلی لیگوریا به پایان برد و به همکاری با استادش مارکو تسانوسو  پرداخت.
به لطف پدر، که مانند چهار عمو و برادرش همه پیمانکار ساختمانی بودند، بی درنگ امکان آشنایی با زندگی کارگاهی و تجربه حرفه‌ای را به دست آورد و اولین روابط حرفه‌ای خود را با مشتریان پایه گذاشت.
از ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۰ بین انگلستان و ایالات متحده در سفر بود تا تحصیلات خود را تکمیل کند.
در همین دوران با ژان پرووه (۱۹۰۱-۱۹۸۴) ، معمار فرانسوی آشنا میشود و دوستی پایدار و پر ثمری را با او آغاز میکند. ژان پرووه بعدها رییس ژوری گزینش طرح پروژهٔ مرکز پمپیدو شد.از سال ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۷ با ریچارد راجرز در طراحی مرکز پمپیدو همکاری داشت
نمونه کار - 1: مرکز اپرای سیدنی

تصویر نمونه کار - 1
نمونه کار - 2: مجموعه فرهنگی ژان ماری تجیبائو – نیوکالدونیای فرانسه
طراحی 1991- ساخت 1993 تا 1998
معرفی نمونه کار - 2: پروژه ژان ماری با طبیعت مانوس است یعنی بدون حضور نور خورشید که لطافت ساختارهای چوبی را باز می تاباند و بدون صنوبر بلند و ستون مانند که معیاری برای ارتفاع پوسته های وسیع ساختمان محسوب می شود و بدون بادی که از میان این عناصر می وزد و انعطاف پذیری و استحکام چوب را یادآوری می کند ، شناخت و درک کامل مکان و فضای خلق شده در این پروژه ، غیرممکن می شود.
سایر نمونه کارها: •ساختمانهای اداری B&B italia در نووه دراته، کومو (Novedrate, Como)
•منازل شخصی در کوزاگو (Cusago)، میلان
•مرکز فرهنگ و هنر جرج پمپیدو (Centre Pompidou) در پاریس آغاز از ۱۹۷۱
•ساختمان تأسیسات شرکت اتومبیل سازی فیات در شهر تورینو ایتالیا
•استادیوم فوتبال شهر باری ایتالیا
•مرکز فرهنگ و هنر جرج پمپیدو (Centre Pompidou) در پاریس
•فرودگاه شهر Osaka ژاپن                                                                                                                                              
•مجموعه برج‌های سیدنی استرالیا
•ساختمان مرکز علم و تکنولوژی ملی هلند در شهر آمستردام
•ساختمان آکادمی علوم ایالت کالیفرنیا در سانفرانسیکو آمریکا
•مجتمع ورزشی راوانا
•ایستگاه مترو جنوا
•پایانه مسافربری کانسای
•مرکز طراحی مرسدس بنز در اشتوتگارت
در ضمن این معمار مشهور پروژه‌هایی نیز در دست اجراء دارد که مهم‌ترین آنها به گفته وی ساخت برج ۴۲۰ متری با گنجایش ۱۵۰۰۰ نفر بر روی رودخانه تایمز لندن می‌باشد که بلندترین برج اروپا خواهد بود و دارای موزه، مجموع هتل‌ها، واحدهای مسکونی و رستوران باشد.


فرانک لوید رایت

تصویر
شرح: فرانک لوید رایت (به انگلیسی: Frank Lloyd Wright) (زادهٔ ۸ ژوئن ۱۸۶۷ - درگذشتهٔ ۹ آوریل ۱۹۵۹)، مشهورترین معمار تاریخ آمریکا است.
کاخ مروارید واقع در مهرشهر در کرج ساخته شاگردان و همکاران وی می باشد
نمونه کار - 1: خانه آبشار یا فالینگ واتر

تصویر نمونه کار - 1
معرفی نمونه کار - 1: در سال ۱۹۳۵ در پنسیلوانیای آمریکا طراحی کرده‌است و جز یکی از برترین‌ آثار معماری قرن بیستم به شمار می‌رود.
این خانه در نزدیکی شهر پیتسبورگ و در سبکی از معماری به نام سبک بین‌المللی ساخته شده آست.
صحبت درباره ی این خانه بسیارست. میگویند در این خانه همه ی مصالح طبیعی است و بیشترین ساعتی که توانسته اند در آن زندگی کنند 9 ساعت بوده و الان به صورت موزه در آمده است
نمونه کار - 2: خانه استورر

تصویر نمونه کار - 2
معرفی نمونه کار - 2: خانه ی جان استور یکی از چهار خانه ای است که رایت در منطقه ی لوس آنجلس به اجرادرآورد رایت از یک سری بلوک های سیمانی بافت دار در این خانه استفاده کرد که به صورت مصالح غالب در ساخت خانه های بسیاری از مردمان طبقه ی متوسط آمریکا به کار گرفته می شد. بلوک سیمانی مدتها بود که به عنوان روشی ارزان قیمت در ساختمان سازی استفاده می شد، اما از نظر زیبایی شناختی چیزهای بسیار برای آرزو کردن باقی می گذاشت. رایت متوجه شدکه قالبهای ویژه ای می توانند این بلوکها را به صورت زیباتری در آورند، صرفاً با ایجاد یک فرورفتگی ساده در نمای آنها. دیوارهایی که به این ترتیب با این بلوک های نقشدار ساخته شدند دارای فضایی حفره مانند در دل خود بودند که قادرشان می ساخت با استفاده از میله های فولادی به هم متصل شوند. نظام چیدن بلوکها در امتدادهای عمودی و افقی الهام بخش رایت در به اصطلاح خانه هایی با نمای بافت دار بود در همه جا چیدن بلوکها از خصیصه ی فضایی محیط متأثر است. زیرا اینها را می توان جا به جا با شیشه نیز تزیین کرد. این مصالح زدایی بالقوه به رایت امکان داد تا بر یکی از مشکلات قدیمی که عبارت بود از جداسازی فضای داخلی از بیرونی به شکل بسیار ظریفی غلبه یابد. علاوه بر همه ی اینها، رایت به این ترتیب توانست بی شمار ترکیب نور و سایه در فضاهای داخلی خود خلق کند نور به عنوان یک عنصر فضایی دائماً در حال تغییر، بلوکها را از هرگونه نیاز به تزئینات کاربردی اضافی معاف ساخته است. این جلوه های ویژه در نمای داخل اتاقها و فضاهای خانه به نحوی است که با نور پردازی مصنوعی که در دیوارها و سقفها تعبیه شده به کمال می رسد. عین این استراتژی در سطوح بیرونی خانه نیز موارد کاربرد ویژه ی خود را یافته است، به خصوص در تأکید بر سکو و نرده های آن که جلوه ای سرشار از نور را خلق کرده است. کلیت به نحوی است که حس و حال یک خانه ی غریب شرقی را در ذهن پدید می آورد و این همان چیزی است که رایت در بیشتر سالهای فعالیت حرفه ای اش در پی آن بود

سایر نمونه کارها: رایت آثار فراوانی از خود بر جای گذاشته. از مشهورترین آثار وی میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
•مرکز مردمی شهرستان مارین
•منزل فالینگ واتر
•موزه سلیمان گوگنهایم
•معبد یونیتی در ایلینوی
•منزل روبی


نورمن فاستر

تصویر
شرح: سر لرد نورمن فاستر در سال 1935 در منچستر انگلیس در خانواده ای فقیر به دنیا آمد شاید به آن زمان میان بچه های متولد شده در پایین شهر منچستر اتقاقی زیاد بزرگ نیافتاده بود پسری باموهایی مشکی به دنیا آمده بود  اما امروز نورمن فاستر  بزرگترین معمار بریتانیا ست او حتی چهره سیاسی و اجتماعی بسیار خوبی در بین احزاب سیاسی و اجتماعی دارد . از دلایل موفقیت او میتوان بهره بردن او از چشمانی مکانیکی و رویایی بی حد وحصر و بی پایان  را می توان بر شمرد . امروز همان پسری که در که در منطقه فقیر نشین منچستر به دنیا آمده بود مردی شده با مقیاسی جهانی مردی که همه او را به شکوه و عظمت در خاطر جای دادند  درست مانند ساختمانهایش .
نمونه کار - 1: تالار شهر لندن

تصویر نمونه کار - 1
معرفی نمونه کار - 1: زمانی که تونی بلر در انگلستان بر سر کار آمد گفت: «این دولت نماینده بازگشت به مدرنیسم است.» او از جامعه ای سخن می¬گفت که نگاهش رو به آینده است. بر اساس همین دیدگاه بحث ایجاد ساختمانی در لندن به عنوان شهرداری لندن مطرح گردید که نماد چنین تفکری باشد.
تالار شهر یا (city hall) مکانی است برای کلیه امور اجتماعی شهر. این تالار در درجه نخست فضای استقرار انجمن ها و شوراهای شهر و سپس مرکزی برای گردهم آیی های عمومی و ارتباط و تعامل میان مردم در عرصه مسائل شهری است. نقش این فضا در دنیا گردهمآوری شهروندان و ترغیب آنها برای مشارکت در امور شهری است. تالار شهر متعلق به همه مردم شهر است و نماد معمارانه ای از دموکراسی است. (متأسفانه در ایران تالار شهر وجود ندارد)
این طرح در جنوب رود تایمز واقع شده است. نورمن فاستر به همراه تیمی گسترده از مهندسین، سازه ی تخم مرغی شکلی طراحی کرد که شهرداری و شورای شهر لندن را در خود جای داده اند. ساخت این پروژه از سال 2000 شروع شد و تا سال 2002 ادامه یافت. از زمان شروع این پروژه آشکار بود که تیم طراحی و ساکنان آتی آن بر آنند تا ساختمانی پدید آورند که مثالی برای یک ساختمان با مصرف پایین انرژی باشد. مصرف انرژی در این بنا تا 75 درصد نسبت به ساختمان های مشابه کمتر است.
موضوع اصلی در طراحی پوشش این ساختمان محدود کردن بارهای سرمایش و گرمایش بود. هندسه نامتعارف سازه GLA طوری طراحی شده که هر دیواره شیشه ای با زاویه متفاوتی نسبت به دیگری قرار گیرد. این دیواره ها با استفاده از تحلیل های نورپردازی سه بعدی و روش شبیه سازی نور روز طراحی شدند. هدف این بود که بیشترین جذب گرمای خورشیدی درنما وجود داشته باشد.
هوای تازه از طریق دریچه های مشبک جاسازی شده در کف سطوح اداری تأمین می شود. در زمستان یک چرخه حرارتی رطوبت پذیر برای رطوبت دهی به هوای مکیده شده استفاده میگردد. در تابستان وقتی دمای هوای خارج از هوای داخل زیادتر است، همان چرخه حرارتی هوای تازه ورودی را از قبل خنک می سازد. تهویه کننده های بازشویی در محیط اداره ها نیز تهویه طبیعی را به عهده دارند. دیوار های عایق بندی شده هم نقشی مناسب خود ایفا می کنند.
آب گرم این ساختمان توسط دو گرم کننده گازی با کارایی بالا تأمین می شود. آب گرم با روش همرفت بخش های اداری، اتاق های جلسات و لابی ورودی را گرم می کنند.
در تابستان علاوه بر چیلر برقی، درجه حرارت توسط تیرهای سرد خنک نگه داشته میشود. این تیرها در سقف قسمت اداری قرار دارند. آب اصلی خنک شده از اعماق چاه ها توسط دو پمپ زیر آبی تأمین
میگردد و بعد از خنک سازی ساختمان در فلاش تانک های سرویس بهداشتی و آبیاری فضای سبز بیرون به کار می رود. آب مازاد به درون رود تایمز تخلیه می گردد.
ساختمان در جهت شمالی و جنوبی متقارن است. انحنای این ساختمان در جهت شمالی جنوبی به گونه ای است که حداقل سطح را در ضلع جنوبی در معرض تابش مستقیم خورشید داشته باشد. همچنین در این ضلع، حالت پله ای طبقات موجب می شود هر طبقه روی طبقه زیری خود سایه بیندازد و تابش مستقیم تعدیل شود.
سازه نگهدارنده این فرم حاصل تعامل معماران و مهندسان است. ستونهای مایل نیروهای بزرگی که به این شکل منحنی با شیب تند وارد می شوند را کنترل میکنند. شبکه ای از تیرهای فولادی به هسته بتنی مرکزی بسته شده است، نیروهای افقی مورد نیاز برای تثبیت ستونها را تحمل میکند. در سازه فولادی از گره دوکی استفاده شده است.
پوسته شفاف و شیشه ای ساختمان نماد شفافیت دولت است. مردم می توانند در داخل ساختمان حرکت کنند از قسمت های تفریحی آن استفاده کنند در رمپ 500 متری آن حرکت کنند و نمایندگان خود را در حال کار ببینند.
نمونه کار - 2: طراحی اتوبوس دو طبقه

تصویر نمونه کار - 2
معرفی نمونه کار - 2:

گروه دو نفره ی نورمن فاستر و Aston Martin ، برنده ی جایزه ی بهترین طراحی اتوبوس برای شهر لندن شده اند؛ ولی نکته ی جالب این قضیه این است که تا پیش از این، نورمن فاستر را به خاطر پروژه های عظیمی که در رشته ی معماری از او سراغ داشتیم می شناختیم ،ولی گویا حوزه ی خلاقیت های او حتی بیشتر از این حرف هاست در این مسابقه، از شرکت کنندگان خواسته شده بود تا با توجه به اتوبوس های قدیمی دو طبقه ی لندن که به نوعی نماد این شهر هم به حساب می آیند، طرحی جدید و مدرن بدهند. به همین منظور، این گروه دو نفره ، پس از بررسی نظرات مسافران و راننده ها و مدیران تولید کننده، طرحی را با مبنای توجه بیشتر به فضای داخلی ارائه کردند. از اهداف آنها برای طراحی این اتوبوس، راحتی استفاده در خیابان های کم عرض و شلوغ لندن و استفاده از آخرین تکنولوژی های روز برای به حداقل رساندن مصرف انرژی در اتوبوس ها بود. در این اتوبوس ها، راننده در حالی که از حداکثر ایمنی برخوردار است، دیدی پانوراما گونه از محیط اطراف خود دارد.
در طراحی این اتوبوس، مانند بسیاری از بناهایی که نورمن فاستر طراحی کرده، راحت بودن استفاده کنندگان از درجه ی اول اهمیت قرار داشته. برای مثال، نوع نورپردازی و یا استفاده کردن از کف پوش های چوبی در این اتوبوس، به مسافر نوعی حس آرامش و گرما می دهد.در روی بام طبقه ی دوم این اتوبوس، سلول های خورشیدی ( فوتو فولتییک ) قرار گرفته که به وسیله ی آنها، انرژی لازم برای تنظیم دمای داخلی اتوبوس تامین می شود. علاوه بر این، مسافرین طبقه ی دوم، به دلیل دیواره های شفاف آن، دیدی بسیار عالی از مناظر اطاف خواهند داشت.اولین نمونه از اتوبوس برگزیده ی این مسابقه تا سال ۲۰۱۱ ساخته خواهد شد.


میس وندررو

تصویر
شرح: ایشان در فعالیت و گفتار خود همواره به دنبال یک هدف عمده بود، آن هم ساختن. او به دنبال نقاشی کردن طرحهای خود نبود، بلکه در صدد بود تا نمای ساختمان را بهبود بخشد. او کلیه ویژگیهای ساختمان را با انجام نقشه های تفضیلی مشخص می نمود، سپس هر کدام از بخشهای آنرا از چند بعد مورد ارزیابی قرار میداد، تا نسبت به همه آنها احاطه پیدا کند، آنگاه زمان تبلور ساختمان فرا میرسد.
فرازهایی از زندگی نامه
1886: تولد لودیک میس وندررو در 29 مارس در اکس_لاشاپیل
1990-1897:تحصیل در مدرسه کاتدرال اکس_لاشاپیل
1902-1900: تحصیل در مدرسه حرفه و فن در اکس شاپیل. فعالیت در شغل برش آجر نزد پدر خود
1902:ناظر فعالیتهای اجرایی
1904-1903:نقاشی روی گچ نزد یکی از اصحاب این حرفه
1907-1905:طراحی مبل نزد برونوپل در برلین
1911-1908: همکاری با پیتر بهرنز در برلین
1973-1912:دفتر در برلین
1925-1921: سازماندهی نمایشگاه( گروه نوامبر)
1926: معماری ارشد نمایشگاه"Habitation", "allemand Werkbund ",ویزنهوف،اشتوتگارت
1932-1926:قائم مقامی "werkbund allemand"
1926:معماری پاویون آلمان در نمایشگاه بین المللی بارسلون
1933-1930:مدیریت باوهاس در دسائو و فعالیتهایی در برلین
1931:سرپرستی بخش(( سکونت در عصر کنونی ما))" werbund" در نمایشگاه ساختمان برلین
1958-1938:مدیریت مدرسه معماری در انستیتو پلی تکنیک ایلیونز. پلان جدید سازماندهی
1938:دفتر معماری شیکاگو
1948:اولین استفاده از دیوار پوششی آهن و شیشه در آسمانخراشهای شیکاگو
1950: بکارگیری سالنهای بزرگ بدون ستون با سقف معلق
1959:عضویت در سازمان"pour le merite" در آلمان فدرال.شهرت در اروپاو ایالات متحده آمریکا
1963:دریافت مدال آزادی از رییس جمهور ایالات متحده آمریکا
1969:وفات لودویک میس وندرو در 17 اوت در شیکاگو
نمونه کار - 1: آپارتمانهای پرومونتوار ،شیکاگو 1949-1946
معرفی نمونه کار - 1: این برج 22 طبقه در کرانه جنوبی دریاچه قرار گرفته و کاملا به آن اشراف دارد.
این ساختمان با بتن مسلح اجرا شده و دیوارهای آجری آن تا زیر پنجره بالا آمده است.ستونها بصورتی قرار گرفته اند که با بلندتر شدن برج مقداری عقب نشینی می کنند. آنطور که نقشه های اولیه حکایت میکند، در ابتدا قرار بود که ساختمان از بتن و دیوارهای آجری اجرا شود، اما بعد نمای آن آزاد شد تا از سیستم دیوار پوششی استفاده شود. این توجه به شفافیت بیشتر برجها ،به مرور شکل گرفت ودر نهایت طرح دیوار پوششی پیروز شد.
دقتی که مشخصه ی سبک معماری میس وندرو است، در حال حاضر در مدزسه شیکاگو آموزش داده میشود
نمونه کار - 2: ساختمان اداری موسسه بکاردی در مکزیکو1961-1957
معرفی نمونه کار - 2: این ساختمان اداری که از یک طبقه تشکیل شده است به اندازه 3متر بالا برده شد تا به سطح خیابان اصلی برسد. سالن همکف از همه طرف شیشه ای است و در طبقه دفاتراداری راهرویی وجود دارد که به سالن راه دارد.این راهرو از دو پلکان که به سطح زمین میرسد تشکیل شده است. دال بتنی بر روی ستونهایی به صورتTدوبل قرار گرفته است. این ستونها هر 9 متر در همه طرف تکرار میشود.ارتفاع ساختمان 8 متر است و ابعاد آن 27*56 متر میباشد. دفاتر اداری در دو طرف طبقه که سقفی به ارتفاع 3/5 متر دارد قرار گرفته اند.
اسکلت این ساختمان فلزی و ستونهای خارجی به رنگ مشکی است. زمین با سنگ تراورتن پوشش داده شده و بازشوها با آیینه تزیین شده اند. تقسیم بندی های داخل دفاتر اداری نیز با دیوار چوبی انجام شده است.


آندره گدار

شرح:
آندره گدار معمار و باستان‌شناس فرانسوی
او در اوایل دوره پهلویبه ایران آمد و به استخدام دولت ایران در آمد. مسئولیتهای او نظیر مدیر اداره عتیقیات (باستانشناسیو موزه)، فعالیتهای پژوهشی و شناسایی و ثبت آثار فرهنگی ایران (با همکاری همسرش یدا گدار و ماکسیم سیرو)، انتشار نشریه باستان شناسی، بنیان‌گذاری دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، ریاست و استادی همین دانشکده در آغاز، وی را مهم ترین شخصیت خارجی معماری دوره پهلوی اول قرار میدهد که نزدیک به ربع قرن در ایران حضور داشت.

از آثار او در ایران می توان به موارد زیر اشاره کرد:
طراحی آرامگاه فردوسی
طراحی مقبره حافظ
طراحی مقبره سعدی
طراحی محوطه سازی دانشگاه تهران
تالیف کتاب آثار ایران و در چهار جلد و هنر ایران که به زبان فارسی نیز ترجمه شده اند


مهندس هوشنگ سیحون

تصویر
شرح: معمار مقبره ها و یادها
مهندس هوشنگ سیحون، معمار و طراح

متولد سال ۱۲۹۹ تهران
فارغ التحصیل دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران
دانش آموخته دانشکده هنرهاى زیباى پاریس (بوزار) درمعمارى
رئیس دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران یک دوره
تدریس معمارى در دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران
عضو انجمن شوراى ملى باستان شناسى، شوراى عالى شهرسازى، شوراى مرکزى تمام دانشگاههاى ایران و کمیته بین المللى «ایکوموس» (وابسته به یونسکو) پیش ازانقلاب
چاپ ۳ کتاب معمارى سیحون، نگاهى به ایران (نقاشى هاى سیاه قلم) و (نیم قرن آثار معمارى ونقاشى سیحون)
برگزارى نمایشگاهى مشترک با« پابلوپیکاسو » و « سالوادور دالى» در ماساچوست آمریکا ۱۹۷۲
شهروند افتخارى فرانسه
تهیه فیلمى درباره آرامگاه بوعلى سینا به کارگردانى امیرشمخانى
داراى نمایشگاه دائمى در کلکسیون دانشگاههاى هاروارد، ام آى تى، دانشگاه واشنگتن و برکلى
طراح و اجراى تعدادى از مهم ترین بناهاى یادبودى و صنعتى و شخصى درایران مانند آرامگاه بوعلى سینا (همدان)، مقبره عمرخیام نیشابور، مقبره و موزه نادرشاه (مشهد)، مقبره کمال الملک، بانک سپه تهران و...
 مهندس هوشنگ سیحون در سال ۱۲۹۹ و در خانواده اى اهل موسیقى به دنیا مى آید.  پدر بزرگ او  میرزا عبدالله  بنیانگذار موسیقى سنتى و معروف به پدر موسیقى سنتى ایران بوده است و مادرش مولود خانم از نوازندگان تار و سه تار و معلم زنده یاد احد عبادى که دایى سیحون به حساب مى آید. او بعد از راهیابى به دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران استعداد خود را از نقاشى به معمارى توسعه مى دهد و به دعوت آندره گدار (رئیس اداره باستان شناسى وقت ایران) براى ادامه تحصیل راهى پاریس و دانشکده هنرهاى زیباى پاریس (بوزار) مى شود و حدود ۳ سال تحت تعلیم اوتلو زاوارونى  به تکمیل دانش معمارى خود مى پردازد و در سال ۱۹۴۹ به درجه دکتراى هنر مى رسد.
مهندس سیحون بعداز طراحى و اجراى آرامگاه بوعلى سینا (همدان ) پروژه هاى زیادى را طراحى و اجرا مى کند که از جمله آنها مى توان به مقبره عمرخیام (نیشابور)، مقبره کمال الملک (نیشابور)، مقبره و موزه نادرشاه افشار (مشهد)، مجلس شوراى ملى، موزه توس (مقبره فردوسى )، کارخانه نخ ریسى کوروس اخوان، کارخانه آرد مرشدى، سازمان نقشه بردارى کل کشور، بانک سپه (توپخانه )، مجتمع آموزشى یاغچى آباد ، سینما آسیا، سینما سانترال، کارخانه کانادادراى (زمزم فعلى ) در تهران و اهواز ، کارخانه یخ سازى کورس اخوان و حدود ۱۵۰ خانه و ویلاى خصوصى براى شخصیت هاى مشهور آن زمان اشاره کرد که تقریباً همه به اقتضاى کانسپتى که داشته اند از مصالح ساده و مقاوم محلى تشکیل شده اند و آموزه هاى کلاسیک بوزار پاریس در آنها پیاده شده است.
 سیحون همچنین در طول آن سالها عضو شوراى ملى باستان شناسى، شوراى عالى شهرسازى، شوراى مرکزى تمام دانشگاههاى ایران و کمیته بین المللى ایکوموس (Icomos) بوده و به مدت ۱۵ سال مسؤولیت مرمت تمام بناهاى تاریخى ایران را برعهده داشته است.
 از دیگر مسؤولیت هاى مهم این معمار و مهندس ایرانى، یکى هم ریاست دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران در یک دوره و سالها تدریس معمارى دراین دانشکده بوده است که در آن دوره شاگردان به نسبت موفقى تربیت مى شود.
 مهندس هوشنگ سیحون بیش از دو دهه است که در ونکوور (کانادا) زندگى مى کند و در آنجا به طراحى و نقاشى و تعلیم هنر مشغول است و هر از گاهى بزرگداشتى از سوى برخى مجامع خصوصى و دولتى و دانشگاهى خارج از کشور براى او برگزار مى شود.
نخستین اثرى که مهندس سیحون ازخود به جا گذاشته ، آرامگاه بوعلى سیناى همدان است که طرح آن در ۲۵سالگى و هنگام تحصیل در دانشکده هنرهاى زیباى پاریس (بوزار) ارائه مى دهد و درمسابقه اى که « انجمن آثار ملى» آن زمان به مناسبت بزرگداشت هزاره بوعلى سینا از سوى یونسکو برپا مى کند، جایزه اول را به دست مى آورد. جایزه اى که ساختن مقبره بوعلى سینا بود و ساختمانى که در ۲۸ سالگى او آغاز و در سى سالگى اش به پایان رسید. وقتى سال گذشته و در یک گفت وگوى اختصاصى از مهندس سیحون پرسیدم که: چطور آن همه عبارت پراکنده ونمادها ونمودهاى تاریخى هم روزگار را دریک ساختار پلى فونیک گنجاندید، که در نهایت از آن یک صداى ارکسترال و هماهنگ به چشم و گوش بیننده برسد؟ » اوپاسخ داد: « آرامگاه بوعلى تنها یک آرامگاه یا مقبره نیست، بلکه آرامگاه یا مقبره جزئى ازکل است که یادبود بوعلى است. من خواسته ام با عوامل و عناصر معمارى چه از نظر شکلى وچه از نظر عددى، از راه نماد و سمبل، شخصیت بوعلى را بیان کنم.  و این موضوع در ایران یا سایر جاها معمول نبوده است. شکى نیست که براى هماهنگ کردن این عناصر ممارست و پیگیرى ومطالعه فراوان لازم است که در موقع خود سعى کرده ام کوتاهى نکنم.  پس با یک نوع دانش فراگیر در ترکیب و تلفیق این عناصر کوشش خود را به کار برده ام تا چیزى به دست بیاید که در برابر دید شما است.  این را هم بگویم که در تمام کارهایم جزئیات، هر قدر بى اهمیت، از ذهن من دور نبوده و به فراموشى سپرده نشده است.
در این گفت وگوى طولانى که قرار بود در کتابى بیاید مهندس سیحون در پاسخ به پرسشى که از او درباره توصیف چشم انداز کلى آثار نوستالژیک اش مى کنم، چنین مى گوید:« بارها و بارها به هنرجویان خودم که در حقیقت یاران هنرى من هستند گفته ام: ما از دو هزار و پانصد سال پیش تا به امروز پیشکسوتانى داشته ایم که براى ما بى اندازه گرامى و محترمند. رسالت، به ما حکم مى کند که امروز کارهایى را که در عالم معمارى وهنر از هر نوع انجام مى دهیم عمیقاً در جایگاهى باشند که درمقابل این پیشکسوتان خجل و شرمنده نباشیم. بنابراین با تمام وجود و عشق بى پایان دست به کار شویم تابه نتیجه مطلوب برسیم. به این کارها که نام بردید (آرامگاه بوعلى سینا، خیام، کمال الملک، نادرشاه و...) با خاطراتى پر از شور و هیجان نگاه مى کنم و به نظرم مى رسد که چقدر نگفته ها دارم که بایدگفته مى شد و افسوس که نیمه کاره ماند. در پدید آوردن این کارها هدفم ابداً تقلیدگذشته نبوده است، بلکه روح و جان ایران مطرح بوده است که با ابزار امروزى باید شکل مى گرفت وخودنمایى مى کرد.»
   او همچنین به این پرسش که « اگر مى خواستید با همان روحیه به معمارى بپردازید و مجبور به ترک ایران نمى شدید، پروژه بعدى تان چه بود وچه مى توانست باشد؟  چنین پاسخ مى دهد: در پاسخ این سؤال باید بگویم که موضوع یا پروژه خاصى مورد توجهم نیست. اما آنقدر ایده ها و حجم ها و شکلهاى متعدد در ذهنم مى جوشد و در حرکت است که گفتنى نیست و متأسفم چرا امکان پیاده کردن آنها روى خاک کشورم مقدور نیست. حیف و صدحیف.
این اواخر و بعد از دو دهه سکوت و سردرگمى، پیشنهادهایى دوباره به مهندس سیحون شد که به ایران بازگردد و به طراحى و اجراى آثار مونومنتال دیگرى بپردازد که او هرگز قبول نکرد و فکر کردن به ایران در غربت را به کلنجار رفتن درخاک کشورش ترجیح داد. یکى از آن پروژه هایى که خود من واسطه پیشنهاد آن به این مهندس ارجمند شدم، پیشنهاد طراحى موزه اى با روحیه ساختمانى آرامگاه بوعلى سینا در همدان بود که پذیرفت و اجراى آن را مشروط به نظارت من بر حسن اجراى طرح کرد، که این بار پیشنهاد دهندگان نپذیرفتند و بهانه آوردند!
وقتى از مهندس سیحون پرسیدم که آیا هنوز خودتان را به لحاظ عاطفى یک شهروند ایرانى مى دانید یا نه؟ و آیا هنوز تحولات فرهنگى و هنرى و اجتماعى این کشور برایتان مهم و جالب هست یا نه؟ او در پاسخ به این آخرین پرسش ام چنین مى گوید: افتخار مى کنم که ایرانى هستم و افتخار مى کنم که درموقع تولد، ایران عزیز به من این امکان را داده است که پایم را روى خاک مقدسش بگذارم. هیچ گله اى از هیچ کس ندارم و مى دانم بى مهرى ها قطعاً از روى عدم آگاهى نسبت به درون و ضمیر من بوده است.
تمام تحولات فرهنگى و هنرى و اجتماعى کشورم دقیقاً مورد توجهم مى باشند. کوچکترین تصرف، کوچکترین ناملایمتى، کوچکترین خرابى نسبت به آثار ایران آنچنان تأثیر نامطلوبى در قلبم مى گذارد که قادر به بیان آن نیستم.   بعضى دخل و تصرفات در آثار اصفهان و یزد و سایر شهرها که پر از شاهکارها هستند شدیداً مرا متأثر و متأسف مى کند. به طورى که حس مى کنم یک قسمت از وجود ایرانم را مجروح کرده اند و زخم زده اند. به هر حال خودم را فدایى آن سرزمین مى دانم و برایش آرزوى پیشرفت و بارورى دارم.
یکى از مهمترین رویدادها در زندگى هنرى مهندس سیحون که دائم روى آن تأکید مى شود، نمایشگاه هاى مشترک سیحون و پابلو پیکاسو غول هنر قرن بیستم است. در نخستین نمایشگاه مشترک این دو هنرمند که در سالهاى دهه پنجاه در تهران و در گالرى دولتى مهرشاه برگزار مى شود، تنها یک بشقاب سرامیک خریدارى شده از آثار پیکاسو به نمایش درمى آید و باقى آثار مربوط و متعلق به سیحون است. برگزارى چنین نمایشگاه به اصطلاح مشترکى و آن هم با چنین عنوانى شاید در تاریخ هنر جهان بى سابقه بوده باشد! داستان نمایشگاههاى مشترک سیحون وپیکاسو به همان نمایشگاه معروف ختم نمى شود و بار دیگر در ماساچوست آمریکا و این بار با همراهى آثارى از سالوادور دالى برگزار مى شود. در این نمایشگاه انگار برخى از منتقدان آمریکایى چنان که مى گویند از کلاف هاى سردرگم سیحون و بافه هاى خط او استقبال مى کنند و از آنها به عنوان آثارى با ارزش و به یاد ماندنى یاد مى کنند.


نمونه کار - 1: آرامگاه حکیم عمر خیام
 

تصویر نمونه کار - 1
معرفی نمونه کار - 1: اثری جاودان از استاد هوشنگ سیحون
فیلسوف ایرانی که خود را عاری از هرگونه عرب گرایی و دین نمایی میداند زبانزد روزگار خود میشود و این تنها به آن دلیل است که متانت و زندگی ساده و بدون هرزگی و مملو از علم و دانش را برای خود بر می گزیند . او بگفته تاریخ نگاران عصبی گوشه گیر و آرام بوده است.
از وی پرسیدند چرا از جمع دوری میکنی و خلوت و سکوت را برگزیده ای؟ وی پاسخ داد از معاشرت با مردمان نافهم رنج میربم
خیام شاید چنین بوده است و از مردمانی که زندگی را تنها در تفکرات کودکانه و واپس گرا میدیده اند به تنگ آمده بود و دوری از اجتماع را گزیده بود . نهایت وی در سال 517 هجری قمری بعد از گذشت حدود هفتاد و اندی سال از عمر پربرکتش بدرود حیات گفت.
در مرداد 1335 انجمن آثار ملی در نامه ای به مهندس سیحون نوشت که وضع بنای موجود آرامگاه خیام متناسب با شخصیت علمی و هنری خیام نیست و انجمن در نظر دارد در این مورد اقداماتی به عمل آورد .از سیحون خواسته شد طرح و نقشه جدیدی متناسب با شخصیت خیام طراحی کند.سیحون و حسین جودت (ناظر ساخت و سازهای انجمن ) پس از بازدید از مکان در نامه ای به انجمن چنین گزارش دادند:
"... راجع به مقبره خیام به طوریکه ملاحظه فرموده اند محل آن فعلا چسبیده به بقعه امام زاده محروق می باشد و هرگونه عملی در این محل نمی تواند استقلال و برجستگی به مقبره خیام بدهد و لازم است که محل جدیدی در همان محوطه در نظر گرفته شود .با مطالعاتی که در این قسمت به عمل آمد محل آرامگاه تعیین گردید و کروکی لازم نیز متناسب با محل جدید تهیه گردید تا در صورتیکه مورد موافقت باشد نقشه های تکمیلی و صورت برآورد هزینه آن تقدیم گردد."
محل جدید آرامگاه انتخابی سیحون در ((گوشه شمالی باغ)) مورد تایید انجمن قرار گرفت و در پی آن طرح پیشنهادی سیحون در 1337 به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فرستاده شد.مهندس محسن فروغی رئیس دانشکده هنرهای زیبا در نامه ای به انجمن چنین گزارش داد:
"طرحی که توسط آقای مهندس هوشنگ سیحون استاد این دانشکده برای آرامگاه حکیم عمر خیام تهیه شده است و ماکت های مربوط به آن مورد دقت قرار گرفت و از طرف آقای سیحون درباره آن توضیحات کافی داده شد .با توجه به این نکته که در تهیه طرح مزبور از سبک معماری ایرانی حداکثر استفاده به عمل آمده این نقشه چه از لحاظ اصول فن معماری و چه از نظر سبک برای آرامگاه حکیم بزرگ ایران کاملا متناسب است."
بعد از گزارش فروغی به انجمن سیحون در اسفند 1337 متعهد شد نقشه های قطعی و نقشه های اجزای کار را شامل مقبره اصلی - سکو بندی اطراف و آبنماها و بناهای تابعه آن  وهمچنین نظارت کار را هرچه زودتر برای ساخت مقبره به انجمن تحویل دهد.
سیحون مشخصات فنی بنا را چنین توضیح می دهد:"استخوان بندی بنا فلزی و دارای روکش آلومینیوم خواهد بود در قسمت سقف نوعی شیشه های ضخیم الوان و در متن قسمت بدنه با کاشی پشت و رو تزیین خواهد شد.زیر سازی بنا با بتون و کرسی و پله ها با سنگ گرانیت و بدنه دیوار مجاور آبنماها با سنگ تراورتن و سنگ روی قبر از سنگ سیاه مشهد خواهد بود." شرکت ساختمانی کا.ژ.ت در 1337 به انجمن اطلاع داد حاضر است  مسئولیت ساخت کار را با در نظر گرفتن نظریات سیحون به عهده گیرد و ساختمان آرامگاه خیام را بدون عیب و نقص به اجرا در آورد.
سیحون و حسین جودت نیز اعلام کردند:
"طرح اولیه ساختمان آرامگاه خیام با استخوان بندی فلزی تهیه گردید و در نظر بود که روکار آن با آلومینیوم پوشیده شود پس از مراجعه به اهل فن معلوم شد که روکش آلومینیوم بر فلز آثار نامطلوبی  از لحاظ ترکیبات شیمیایی دارد .از این رو تصمیم گرفته شد که کار با بتن ظریف اجرا گردد و ارتفاع آرامگاه نیز از 12 متر به 22متر ترقی داده شود تا عظمت بیشتری پیدا کند."
آنها متذکر شدند :
"ارجاع کار به یک شرکت پیمانکار خارجی جهت ساخت مقبره مستلزم تحمل هزینه زیاد است و از طرفی شرکت ساختمانی کا.ژ.ت  تعهد نموده که در صورت نیاز متخصصین خارجی را جهت نظارت و اجرای درست کار استخدام نماید و از طرفی به اثبات رسیدن شایستگی شرکت کا.ژ.ت در ساخت مقبره نادرشاه بر همگان آشکار شده است و شایسته است که ساخت مقبره خیام نیز به شرکت مزبور داده شود ."
نها در ادامه کار افزودند که :"اندک بی توجهی در این کار ممکن است  نظیر آرامگا ه فردوسی (طرح کریم طاهر زاده بهزاد ) موجب تاثر و پشیمانی گردد."
در 1338 ساخت آرامگاه شروع شد و دراین سال قسمتهای عمده کار از جمله گود برداری بتن ریزی پی های بنا و طرح محوطه به اجرا در آمد. در سال 1341 پس از سه سال کار مداوم کار ساختمان آرامگاه به پایا ن رسید.
 مقبره خیام از لحاظ معماری و ساخت یکی از مهم ترین ساختمانهای ساخته شده در زمان خود است. ارتفاع مقبره 22 متر است و استخوان بندی اصلی آن فلزی محاط در پوشش بتنی است.شکل بنا در پایین تقسیم بندی ده گانه دارد و فاصله پایه ها 5 متر است.اضلاع بنا مستقیما به سمت بالا ادامه یافته و به صورت اشکال هندسی منظم تورفتگی پیدا می کنند و بعد به صورت تقریبا مخروطی شکل به هم رسیده  شبه گنبدی را در بالا به وجود می آورند که قسمت عمده آن مشبک  و تو خالی و یادآور ستاره ای استکه نماد شخصیت علمی و ستاره شناسی خیام تلقی می شود.
داخل و خارج مقبره با کاشیهای معرق و اشعار خیام مزین شده است. روکار بنا معرق کاری سنگی از تو با قطعات نازک سنگهای محکم و شفاف ساخته شده است. در کنار آرامگاه هفت خیمه سنگی بسیار زیبا وجود دارد که در زیر هرکدام یک حوض آب با کاشی فیروزه ای رنگ ساخته شده است.
سیحون در مورد ایده اصلی کار می نویسد :
بنای یادبود دیگر مربوط به خیام است در نیشابور که تقریبا مقارن بنای قبلی با یکی دو سال فاصله دیر تر ساخته شده است.
محل بنا در باغ بزرگی در خارج شهر نیشابور و با فاصله نزدیک به دو کیلو متر از جاده مشهد – نیشابور واقع است . تقریبا با همین فاصله به طرف غرب باغ دیگری آرامگاه شیخ عطار را در برمیگرد. باغ اول به باغ امامزاده محروق معروف است به ترتیبی که در محور اصلی باغ ساختمان قدیمی امام زاده محروق جا دارد. مزار خیام درست در گوشه شمالشرقی این بنا قرار داشت. به طوریکه در زمان سلطنت رضاشاه در مراسم فردوسی با عجله این مقبره را به شکل یک میله سنگی بی اهمیت تعمیر و آماده کردند که در موقع بازدید مستشرقین قابل عرضه کردن باشد.  در سی و چند سال پیش که انجمن آثار ملی تصمیم گرفت بنای مناسبی برای خیام ایجاد کند طرح آنرا به عهده اینجانب گذاشتند.
چون در جوار امامزاده امکان ایجاد ساختمان قابل توجهی نبود ناچار محور دیگری عرضی در باغ  به وجود آوردم که عمود بر محور اصلی  است و ورودی بنای خیام از همین محور در نظر گرفته شد. به خصوص که این محور در  جهت باغ عطار نیز بود.  یعنی از همین ورودی جاده دیگری کشیده شد که باغ امامزاده و خیام را به باغ عطار ارتباط می داد.
شنیده بودم که خیام گفته بود: گور من در موضعی باشد که هر بهاری شمال بر من گل افشانی کند. بنابراین بنای یادبود و آرامگاه باید طور ی ساخته می شد که باز باشد و این خواسته خیام انجام شود در منتهی الیه محور نامبرده که فاصله نسبتا قابل توجهی با امام زاده محروق داشت در میان درختان کاج تنومند و زرد آلو محل مناسب بنا در نظر گرفته شد در اینجا اختلاف سطحی در حدود 3 متر وجود داشت که از همین وضعیت استفاده شد و مجموعه بنا شامل یک برج و چشمه سارهای اطراف آن به دور یک دایره بزرگ طراحی شد به طوریکه برج هم کف زمین و چشمه سارها در اختلاف سطح قرار گیرند.
خیام در واقع سه شخصیت دارد: ریاضی دان منجم و شاعر که باید هر سه شخصیت در بنا نشان داده می شد.  دایره کف به ده قسمت تقسیم شد به طوری که برج یادبود بر 10 پایه مستقر باشد. عدد 10 اولین عدد دو رقمی ریاضی است و پایه اصلی بسیاری از اعداد است.از هر یک از پایه ها دو تیغه مورب به طرف بالا حرکت می کند به ترتیبی که با تقاطع این تیغه ها حجم کلی برج در فضا ساخته می شود و چون تیغه ها مورب اند خطوط افقی آنها باید ناظر به محور عمودی برج باشد .پس تیغه ها به صورت مارپیچ شکل به طرف بالا حرکت می کنند تا با هم  تلاقی کنند و از طرف دیگر سر در بیاورند که خود یک شکل پیچیده ریاضی و هندسی است. این شکل با عدد 10 هر دو سمبل دانش ریاضی خیام است. بر خورد تیغه ها با یکدیگر فضاهای پر و خالی و به خصوص در بالا ستاره های درهمی را به وجود می آورند که از لابلای آنها آسمان آبی نیشابور پیدا است و به تدریج به طرف نوک گنبد ستاره ها کوچکتر می شوند تا درآخر یک ستاره پنج پر آنها را کامل میکند.این ستاره ها و آسمان اشاره به شخصیت نجومی خیام دارد.و اما برخورد تیغه  ها با هم ده لوزی بزرگ می سازند که باید با کاشی کاری پر شوند. بهترین تزیین  خود رباعیات خیام بود که به صورت خط شکسته و در هم به روش سیاه مشق های خطاطان بزرگی مانند میر عماد و بعضی استادان شکسته نویس با کاشی به صورت نقوشانتزاعیسرتاسر لوزی ها را پر کند. به تقاضای انجمن آثار ملی شادروان استاد جلال همایی بیست رباعی به این منظور انتخاب کردند و استاد مرتضی عبدالرسولی با نظر اینجانب که به صورتیکه می خواستم این خطوط در هم و تزیینی باشند زیبا نویسی ها را انجام دادند که با کاشی معرق آماده و به شکل کتیبه های تزیینی به ارتفاع حدود 14 متر داخل لوزی ها نصب شد که باید گفت در تاریخ معماری ایران اولین بار بود که خط شکسته در تزیینات بنا به کار رفت. از داخل نیز قسمت های پر از جمله همین لوزی ها با نقش گل و برگ و پیچک باز از هم با کاشی معرق تزیین گردیدند و تماما اشاره به شخصیت شاعری خیام است.دور تا دور برج در قسمت اختلاف سطح چشمه سارها در اطراف یک دایره وسیع به مرکز خود برج ساخته شد.همه از سنگ گرانیت با اجزا مثلثی شکل و تورفتگی و برون آمدگی هایی که تا اندازه ای شکل خیمه را تداعی میکنند  واین اشاره به نام خیام است. چون پدرش خیمه دوز بود نام او به همین مناسبت انتخاب شد.
از طرف دیگر حوض ها با کاشی فیروزه که در مجموع  قسمتی از ستاره را نشان می دهند به تعداد هفت پر به مفهوم هفت فلک و هفت آسمان و هفت تپه باز اشاره به افلاک و نجوم دانش دیگر خیام است.روی هم رفته مجموعه در یک حال و هوای شاعرانه با درختان تنومند در اطراف ساخته شد و همان طور که خواست خود خیام بوده کاملا باز است و مزارش بهاران گل افشان. در قسمت دیگر باغ بناهای دیگری جهت کتابخانه و مهمانسرای موقت با ملحقات برای مستشرقین و محققین که مایل اند در محل اقامت کوتاه داشته باشند و از نزدیک در جوار آرامگاه و در فضای شاعرانه ضمن کار بهره معنوی داشته باشند ساخته شد که از شرح جزییات صرف نظر می شود.
نمونه کار - 2: آرامگاه کمال الملک
معرفی نمونه کار - 2: محمد غفاری (کمال الملک) ار هنرمندان بنام عصر قاجار است که ظهور او در عرصه نگارگری با ابداعات و نوآوری‌های او در سبک و روش، فصل تازه ای را در بخش هنرهای تجسمی ایران گشود. وی با کشیدن تابلو تالار آیینه از سوی ناصر الدین شاه به کمال الملک ملقب شد.  آرامگاه کمال الملک در جوار آرامگاه عطار نیشابوری و در میان باغی در حومه شهر نیشابور واقع است و در سمت غرب آرامگاه خیام و به فاصله دو کیلومتری از آن واقع است. طراح این بنای یادبود هوشنگ سیحون است.
این بنا در نقشه از دو مدول (پیمون) مربعی شکل تشکیل شده است و مستطیلی با تناسب 1 بر 2 را می‌سازند. اضلاع مربع در نما با یک قوس نیم دایره خود نمایی می کنند؛ حجم بنا از قوس‌هایی متقاطع که بر روی اقطار مربع زده شده اند پدید آمده که این فوسهای متقاطع، "تاق‌های چهاربخش" را که در معماری سنتی ایران بسیار دیده شده اند را تداعی می کنند و احتمالا منبع الهام طراح نیز بوده است. طراح با بهره‌گیری خلاقانه از قوس و با پیچشی که در ایده کلی آن ایجاد کرده، به نتیجه‌ای ظاهرا متفاوت با هندسه ای  پیچیده دست یافته است.  این طرح مبتکرانه به مدد سازه پوسته‌ای بتنی اجرا شده است.
در بنای یادبود کمال الملک دو نوع قوس به شرح زیر دیده می شود:  شش قوس نیم دایره نما که نسبت دهانه به ارتفاع آنها 1 به 2/1 است، چهار قوس متقاطع که بر روی اقطار دیده می شوند.... لازم به ذکر است که در پایین قوس‌های اصلی نما از روبرو دو قوس کوتاه‌تر نیز وجود دارند که در واقع تلاقی قوس‌های متقاطع هستند. شاید بتوان گفت حجم کلی بنا از پوسته‌ای سه بعدی در فضا حاصل آمده است که در یک حرکت نرم دو نوع قوس یاد شده را به هم پیوند می دهند.
این قوسها و پوشش آنها در بالا، اشکال هندسی مخروطی شکلی را بوجود آورده‌اند که ابتکاری هندسی بوده، اوج خلاقیت معماری را در بهره‌گیری از عناصر معماری سنتی ایران در ترکیبی جدید و موزون نشان می‌دهد. در این بنا نیز همانند آرامگاه خیام هندسه نقشی شایان توجه دارد و پیوند عمیق این بنا را با نظام معماری ایرانی برقرار کرده است.
تزیینات استفاده شده برای آرامگاه کمال الملک کاشی معرق است که نقوش آنها بسیار هنرمندانه بر روی سطوح منحنی نما بکار گرفته شده‌اند و به سمت خط تقارن قوس‌ها این نقوش کوچک و کوچکتر می‌شوند. به گفته طراح، کاشی معرق، معماری کاشان یعنی محل زادگاه کمال الملک را یادآور می شود.
فرم کلی بنا و تزیینات و همچنین رنگ کاشی ها، هارمونی بس عجیب با بنای مجاور یعنی آرامگاه عطار دارد، بطوریکه شاید بازدید کننده در بدو ورود به باغ و در نگاه اول آندو را دو جزء از یک بنا درک کند!
سنگ مزار کمال الملک همچون سایر سنگ‌های مزاری که سیحون در آرامگاه ظهیرالدوله تهران طراحی کرده است، یکپارچه از سنگ گرانیت و با بافت خشن بوده، در قسمت بالای سنگ که مرتفع و زاویه دار تراشیده شده است، نقش برجسته‌ای از کمال الملک توسط شاگرد ایشان مرحوم استاد ابوالحسن صدیقی حجاری گردیده است.



سایر نمونه کارها: سال‌های 1328 - 1333
منزل و مطب دکتر فرهاد، منزل آقای بابک، ساختمان پست فشار قوی، ساختمان اداری مرکز برق، منزل سرلشکر فیروز، دفتر هوشنگ سیحون و خوابگاه‌ها و گاراژهای آتش‌نشانی در تهران و ساخمان آرامگاه بوعلی در همدان.
سال‌های 1332 - 1335
منزل آقای شیبان (دروس)، منزل آقای محمدی (تپه امامیه)، منزل آقای مقدم (تپه امامیه)، سازمان نقشه‌برداری کل کشور (جاده قدیم کرج)، آرامگاه نادر (مشهد)، کارخانه یخ‌سازی و ریسندگی کورس (جاده شهر ری)، کارخانه کانادادرای (خیابان آزادی)، پرورشگاه کودکان (خیابان ولیعصر)، سینما آسیا (خیابان جمهوری)
سال‌های 1335 - 1340
سینما سانترال (تهران)، کارخانه کانادادرای (آبادان)، لابراتوار عبیدی و شرکا (جاده قدیم شمیران)، منزل آقای بشارت (الهیه)، منزل آقای فرازیان (زرگنده)،‌منزل دکتر کاظمی (شمیران)، منزل خانم ابتهاج (زعفرانیه)، مجموعه ویلاهای آقاسی‌پور (پاسداران)، منزل آقای هدایت (دروس)، مجموعه ویلاهای ایپک چی (حصارک)، کتابخانه مجلس شورای ملی با همکاری محسن فروغی، کیقباد ظفر بختیار و علی صادق، آرامگاه خیام (نیشابور)، آرامگاه کمال‌الملک (نیشابور)
سال‌های 1340 - 1345
تجدید بنای آرامگاه فردوسی (طوس)، بناهای اطراف آرامگاه فردوسی (طوس)
سال‌های 1345 - 1350
منزل دولت‌آبادی (نیاوران)، ساختمان مرکزی بانک سپه (تهران)، منزل سیحون (دروس)، مجتمع آموزشی فرح (جاده آرامگاه)، ضلع جدید بیمارستان میثاقیه (تهران)
از سال 1350 به بعد
بازارچه میرچخماق (یزد)، منزل سیحون (در کلکان در راه شمشک)



 


برچسب‌ها: معماران معروف, معماران مشهور, معماران
[ شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389 ] [ 13:1 ] [ ××میثم×× ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام من meysam هستم

مدل 70
،قدم 173
وزنم به شما ربطی نداره

دانشجوی معماری بودم....الان دارم تو ازاد شهر خودم اموزش ابتدایی ادامه میدم و....چرا؟؟؟
اخه مگه من میپرسم اسمت چیه؟ها؟
خدایی میپرسم؟؟؟؟؟


به عکاسی و فیلمرداری و ساخت کلیپ های حرفه ای واقعا علاقه دارم و فعالیت دارم...
نمونه کارام و هر کس بخواد براش میفرستم ...
بصورت حرفه ای دارم عکاسی و دنبال میکنم...و امیدوارم بتونم یه عکاس موفق بشم...!!!



این وبلاگ رو هم فقط گذاشتم که
علاقه مندان ببینن و لذت ببرن

امیدوارم خوشتون بیاد



در ضمن اگر در مورد معماری یا انجام پروژه های معماری سوالی داشتین تا حد کاردانی میتونم پاسخ بدم. 09148189006 میثم




و و و و اینکه توروخدا تو این وبلاگ نظر خصوصی نذارید.ممنون.
اگه نظر خصوصی میذارید تو این وبلاگ بذارید

حتما جواب میدم



www.meysam-200.blogfa.com






----------------------------------------
خداحافظ بازم به من سر بزنید.....





راستی همیشه بخند و به چیز های خوب فکر کن....



آخه چرا میاین میبینین و عکس هارو سیو میکنین نظر نمیدین هان؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا؟؟؟؟؟



----------------------------



“هر موقعیت جدید، مستلزم یک معماری جدید است.” ژان نوول




-----------------------------
“معماری یک ورزش در مسافت طولانی است. شما فکرتان را بر روی آن می¬گذارید و ۳۰ سال با آن همراه می¬شوید، تا اینکه کم¬کم در این رشته راه می¬افتید.” تام مین





-----------------------------
“مصالح دنیای خاص خود را دارند. با چگونگی قرار دادن آنها در کنار یکدیگر و نیز علائمی که از طریق بافت و رنگ آنها بدست می‎آید، زبانی حاصل می‎شود که می‎تواند مکمل اندیشه و راهگشای معماری باشد.” ماریو بوتا




“من زمانی که روی حل یک مسأله کار می¬کنم، هرگز در مورد زیبایی راه‎حل آن فکر نمی¬کنم. من تنها به این می‎اندیشم که چگونه مسأله را حل کنم. اما بعد از حل مسأله،اگر راه¬حل بدست ‎آمده زیبا نباشد، می فهمم که این راه حل اشتباه است.” ریچارد باکمینستر فولر



“مسابقات معماری خوب نیستند،چون برای مسابقه باید سریع کار کرد. البته باید در مسابقه شرکت کنید تا بتوانید کار بگیرید، اما برای بسط و تفصیل طرح معماری، این بهترین راه نیست.” برنارد چومی



“من ترسیم کردن را به حرف زدن ترجیح میدهم، زیراترسیم کردن سریعتر است و مجال کمتری برای دروغ گفتن باقی میگذارد.” لوکوربوزیه



من از تعطیلات متنفرم. اگرشمامیتوانید ساختمانهایی را بسازید، چرا بایددر کنار دریا بنشینید؟ فیلیپ جانسون





“خلاقیت حقیقی کل زندگی را شامل می¬گردد و به وسیله ابزارهایی از شهود بیان می¬شود که فراسوی منطق و آن چیزی است که زبان¬های دیگر قادر به ابراز آن هستند.” تادائو آندو



“هندسه شالوده و مبنای ادراک معماری است. من از طریق هندسه به اثر خود دست می یابم. در شناخت جهان معماری، زبان هندسه مانند زبان سازه اهمیت دارد. هر دوی آنها در کنار خواص مصالح و عالم طبیعت، برای من سرچشمه های زاینده و مهم الهام هستند. ” سانتیاگو کالاتراوا



“من بیشتر وقتم را صرف کارفرماها می¬کنم. زیرا معتقدم این کار ما را به پیش می¬برد و آنها هم به آنچه که می¬خواهند، می-رسند و از کار احساس رضایت می¬کنند. این روند باعث می¬شود آنها بدانند که شما مسائل آنها را می¬شنوید. همچنین این تعامل موقعیت ابداع را برای شما فراهم می¬آورد.” فرانک گری



“مدرنیست‎ها مدعی هستند که مدینه فاضله را باید در آینده جستجو کرد، پست‎مدرنیست‎ها نیز به دنبال این مدینه فاضله در گذشته هستند؛ ولی به اعتقاد من، معماری امروز باید این مدینه فاضله را در شرایط امروز پیدا کند؛ معماری امروز ما باید منعکس‎کننده شرایط ذهنی و زیستی جامعه امروز ما باشد.” پیترآیزنمن



“ساختمان ها صرفاً کالا نیستند. آنها مانند پرده ای پشت صحنه زندگی ما را در شهر می¬سازند. معماری هنر شکل دادن به آن چیزی است که ما مرتباً در آن به نمایش میپردازیم، چرا که به خلق محیطی میپردازد که تمامی جزئیات روزانه زندگی ما در آن اتفاق می افتد.” ریچارد راجرز



“پروژه؛ یعنی شالوده دادن به یک فرم، درون یک نظم.” لویی کان


“معماری ارگانیک نمیتواند نام شیوه ای خاص در معماری باشد، چرا که معماری نیز مانند زندگی ناچار است در حوزه ارگان های موجود جلوه کند و اصولاً زندگی ارگانیک به معماری ارگانیک نیازمند است.” آلوار آلتو



“معماری فعالیتی صرفاً در جهت پاسخگویی به نیازهای کارفرماها نیست، بلکه معماری فعالیتی است که تولید دانش می کند.” رم کولهاس




“فضا را فراموش کنید ، همچنین سازه و اینگونه حرفها را ، دنبال ارتباط ، تمثیل و تصویر سازی مفهومی باشید .” رابرت ونتوری



“معماری وجود خارجی ندارد. تنها اثر معماری است که وجود دارد. معماری در ذهن موجود است. شخصی که یک کار معماری انجام می‎دهد، در حقیقت آن را به روح معماری عرضه می‎کند . . . روحی که سبک نمی‎شناسد، تکنیک نمی‎شناسد، متد نمی‎شناسد و تنها منتظر آن است که خود را به معرض نمایش بگذارد. بدین ترتیب معماری تجسم واقعیات غیر قابل سنجش می‎باشد.” لویی کان







“معماری در حضور و بینش خود به عنوان سرپناه و عرفاً خانه و کاشانه ریشه دوانیده است. معماری محافظ هستی است و آخرین سنگر مکان. مکان لامکانی را فرو مینشاند زیرا لامکانی موقعیت متناقضی را دامن میزند.” پیترآیزنمن




“معتقد است معماری به چهره ای نقاب پوش میماند نمیتوان به راحتی نقاب را پس زد همواره مخفی است در پس طرحها دریافتها, عادتها و قید و بندهای فنی اما همین دشواری در پس زدن نقاب معماری است که آنرا این هم خواستنی میکند این نقاب زدایی لذت معماری است. معماری همیشه در مورد رویدادی بوده که در فضا رخ میدهد تا دربارة خود فضا. اگر معماری هم مفهوم و هم تجربه فضا و کاربرد فضا و انگاره نمودی است نه سلسله مراتبی, پس معماری میتواند به جدا ساختن این مقوله ها خاتمه دهد و آنها را بصورت ترکیبهای بیسابقه, برنامه ها و فضاها درهم ادغام میکند. معماری باید به عنوان ترکیب فضاها رویدادها و حرکتها بدون هیچ سلسله مراتبی یا اولویتی میان این مفاهیم دیده شود معماری تنها دیسیپلینی است که بنا به تعریف مفهوم و تجربه تصویر ذهنی و ساختار را درهم میآمیزد. معماری مکان ترکیب تمایزهاست.” برنارد چومی





“معماری چیزی جز تمنای زمان برای فضایی زنده متغیر و جدید نیست درست است که معماری بر روی حقایق مسلم بنا گردیده است اما زمینه کار اساسی آن تسلط معانی است. معماری ارادة زمان است که به فضا تبدیل شده است. زنده شاداب و جدید.” میس ون در روهه




“معماری چیزی نیست که در ذهن منتقد باشد معماری در مورد زندگی واقعی است دربارة مردم است دربارة مسکن دادن به مردم و تأمین نیازهای ایشان است.” نورمن فاستر



“وظیفة معماری درک منطق توصیفناشدنی مکان است.” تادائوآندو



“معماری علم نیست. فرایند ترکیبی عظیمی است که هزاران کارکرد معین انسانی را با هم تلفیق میکند و همان معماری باقی میماند. نسبت معماری ایجاد هماهنگی میان جهان مادی و زندگی انسانی است.” آلوارآلتو




“هنر به طورکلی و معماری بطور خاص نشانگر سیستم ارزشگذاری در هر دوره است.” اتوواگنر



“معماری یک ساختمان است با دکوراسیون بکار رفته” رابرت ونتوری




“معماری نظمی معنوی است که در ساختمانها تجسم یافته است. معماری یک مفصل ارتباطی است یعنی به یک بعد اضافی عینیت بخشیدن معماری واقعی در عصر, در حال تعریف جدیدی از خودش به عنوان یک واسطه و دائماً در حال توسعه دامنه بیان خویش است معماری رمزآلود تداعی کننده و دوجنبه ای است.” هانس هولاین




“معماری یک هنر تحمیلی است. نمایشگاه, کنسرت یا نمایش نیست که مردم بتوانند انتخاب کنند. هنگامی که اثر ساخته شد مردم ناگزیرند از آن استفاده کنند بنابراین بخشی از مطالعات و تجربیات افراطی معماری بهتر است از محدوده نمایشگاه و نوشتار فراتر نرود.” رنزوپیانو




“معماری هنر ساختن فضاست.” برونوزوی




“معماری محصول شرایط و عوامل فراوانی مانند عوامل اجتماعی اقتصادی علمی فنی عادات و رفتار آدمی است که معیار اشتباه ناپذیری از رویدادهای زمان را بدست میدهد.” زیگفریدگیدیون




“معماری مانند موجودی زنده است و فضایی پویا که دنیاهای درون و برون را به یکدیگر پیوند میزند.” آنتونیوگائودی




“معماری مجموعه ای است کم و بیش پیچیده از سیستمهای فضایی که بر یکدیگر تأثیر میگذارند یکدیگر را میپوشانند در یکدیگر تداخل میکنند و با یکدیگر به رقابت میپردازند.” یورگ گروتر




“معماری کوششی است برای آنکه پیوند بین خود و فلسفه را استوار سازد و آنرا قابل تصور نماید.” ژاک دریدا




“ما باید تمام ساختمانهای جدید را تا حدود زیادی مرتبط با محیط آنان بدانیم چرا که معماری بومشناسی است.” کلوتز



“معماری آمیزه ای است پرتناقض از توانایی و ناتوانی” رم کولهاس



“معماری هیچ ارزش مطلقی را بیان نمیکند بلکه نسبتی است از درگیریهای دائمی و بحثهای تجلیلی با عناصر واقعی.” اسوالد ماتیاس اونگرس




“معماری هنری است که بشر را عمدتاً با قدرت ذاتی فرم خود محصور میکند.” کاتسوهیروکوبامایشی







“آلونک چتری دوچرخه یک ساختمان است و کلیسای لینکلن (Lincoln Cathedral) نمونه ‎ای از معماری می‎ باشد. تقریباً هر چیزی که فضا را به میزان کافی برای انسان محصور می‎ کند تا آدمی به درون آن نقل مکان کند، یک ساختمان است. اصطلاح معماری تنها ساختمان‎هایی را در برمی ‎گیرد که با هدف برخورداری از جاذبه زیبایی‎ شناسانه طراحی شده ‎اند.” سرنیکولاس پوزنر




“اینکه معماری در لحظه‎ای از خلاقیت بوجود می‎آید، یک حقیقت انکارناپذیر است، زمانی که ذهن درگیر چگونگی تضمین استحکام یک ساختمان و نیز تأمین خواسته‎هایی برای آسایش و راحتی است، برای رسیدن به هدفی متعالی‎تر‎ از تأمین نیازهای صرفاً کارکردی برانگیخته می‎شود و آماده می‎گردد تا توانایی‎های شاعرانه‎ای را به معرض نمایش گذارد که ما را برمی‎انگیزانند و به ما لذت و سرور می‎ بخشند.” لوکوربوزیه






“زمانی که ما با یک تپه و توده خاک به طول شش فوت و عرض سه فوت در جنگل روبرو می‎شویم که با استفاده از بیل به شکل یک هرم روی هم انباشته شده است، به فکر فرو می‎رویم و چیزی در درون ما می‎گوید: اینجا کسی دفن شده است. آن توده خاک معماری است .” آدولف لوس




“معماری چیست؟ آیا من آن را همسو با ویتروویوس به عنوان هنر ساختمان تعریف خواهم کرد؟ نه. این تعریف دارای یک اشکال اساسی است. انسان برای ساختن باید از تصور خود استفاده کند. نیاکان ما کاشانه‎شان را تنها پس از اینکه شکل آن را تصور می‎کردند، می‎ساختند. این فرآورده ذهنی و خلاقیت هست که معماری را تشکیل می‎دهد، اینک ما می‎توانیم آن را به عنوان هنر تولید هر نوع ساختمان و به حد کمال رساندن آن تعریف کنیم. بدین ترتیب هنر ساختمان تنها یک هنر ثانوی است که به نظر می‎رسد برای نامیدن بخش علمی معماری مناسب باشد.” اتین لویی بوله




“معماری شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشری را احاطه می‎کند و تا زمانی که عضوی از اجتماع متمدن هستیم، نمی‎توانیم از معماری خارج شویم، زیرا معماری عبارت است از مجموعه تغییرات و تبدیلات مثبتی که هماهنگ با احتیاجات بشر روی سطح زمین ایجاد شده است و تنها صحراهای دست نخورده از آن مستثنی هستند.” ویلیام موریس




“تعریف درست معماری بطوریکه آن را از یک مجسمه متمایز کند، عبارت است از هنر طراحی مجسمه برای یک مکان خاص و جانمایی آن در آنجا بر اساس مناسب‎ترین اصول ساختمان.” جان راسکین





“وقتی ما به دنبال ساختارها هستیم از متغیرها غافل می¬مانیم، فرهنگ و شیوه¬های قومی هر لحظه تغییر می¬کند پس روش ساختارگراها نمی¬تواند صحیح باشد و یک متن هرگز مفهوم واقعی خودش را آشکار نمی¬کند، زیرا مولف آن متن حضور ندارد و هر بیننده و یا هرکس که آن متن را قرائت کند، می¬تواند دریافتی متفاوت از قصد و هدف مولف داشته باشد.” ژاک دریدا





“معماری هنری است شگفتانگیز روشنگر و آزادیساز
هنر معماری عبارت است از طرحهایی فردی که با نقاشی و تندیس رقابت میکند و هیچ معنایی ندارد بلکه تنها ایجاد انواع جدید فضاهاست.” فیلیپ جانسون





“معتقد است معماری به عنوان خلقتی هنری برای برآوردن یک نیاز نیست بلکه آفریدن نیاز است. معماری شناسایی همگنی فضاهایی است نامتناسب با عملکردهای خاص انسانی. معماری سازندگی ذهنی فضاهاست و از جایی شروع میشود که عملکرد روشن و مشخص است.” لویی کان




” معماری فرمها, حجمها, رنگها, اکوستیک و موسیقی است. نور و سایه بلندگوهای معماریاند. معماری بازی استادانه, صحیح و باشکوهی از احجام ترکیب شده در زیر نور میباشد.” لوکوربوزیه





Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت